Today marks the 3rd anniversary of Akbar Mohammadi’s suspicious death in the notorious Evin Prison. Akbar Mohammadi was arrested along with his brother Manouchehr Mohammadi during the pro democracy student protests in July 9th 2009.

Both brothers were charged with being the leaders of this movement and were tortured for months in the notorious Towhid Prison. Akbar Mohammadi was originally sentenced to death, however due to great international pressure his sentence was reduced to 15 years in prison.

Because of the prolonged torture he had been subjected to, Mr. Mohammadi suffered from very serious health problems. In late July of 2006 he went on a hunger strike to protest the conditions under which he was being imprisoned. On August 2nd 2006 he died under very suspicious circumstances in Evin Prison, while on a hunger strike. Many believe that he was murdered by Regime Agents in prison, there has never been a satisfactory explanation for the cause of his death.

It must be noted that at the time Akbar Mohammadi started his hunger strike another “so called” former political prisoner Akbar Ganji organized a hunger strike in the United Sates. Even though Gangi knew that Mr. Mohammadi was on hunger strike at the same time, he refused to mention Mr. Mohammadi’s name among the names of political prisoners he was supporting. He named a number of well known reformist prisoners instead. Akbar Mohammadi died during the same time Mr. Gangi was on a “hunger strike” supposedly in support of political prisoners in Iran.

I have always believed that the real reason behind Akbar Ganji’s hunger strike was to take away all media attention and public attention away from Akbar Mohammadi’s hunger strike, and allow the Regime to kill Mr. Mohammadi, while all eyes were on Akbar Ganji.

I was forwarded this article written by Basir Nasibi, who compares Akbar Mohamadi’s situation in prison to Akbar Ganji’s. He really draws a difference between what many Iranians call Hotel Evin versus the Evin Prison.

In loving memory of Akbar Mohammadi, he will never be forgotten.

Down with the Islamic Regime in Iran

Long Live Freedom in Iran


بصیر نصیبی: یک با م و دوهوا و دو اکبر
اکبر گنجی، زندانی بود. اکبر محمدی هم، زندانی بود. اکبرگنجی از دل این حکومت برخواسته مدافع وهمراه باند دوم خرداد بود، منوچهر محمدی، کلیت رژیم را رد می کرد، اکبر گنجی به مرخصی می آمد، اکبر محمدی هم به مرخصی می آمد، اکبر گنجی به هنگام مرخصی به دیدار آیت الله منتظری می شتافت تا زمینه حکومتی اسلامی را بدون خامنه ای فراهم کند، اکبر محمدی به خاطر معالجه و به تشخیص پزشک با مرخصی استعلاجی به نزد پدر ومادر دردمندش در آمل می رفت، اکبر گنجی را به زندان بر می گرداندند، منوچهر محمدی را علیرغم تشخیص پزشک خودشان مجبور به بازگشت به زندان کردند و هزینه برگرداندن او از آمل تا زندان را هم از خانواده دردمندش طلب کردند، گنجی به هنگام اعتصاب به یک بیمارستان بیرون زندان برده شد. اکبر محمدی را با شرایطی وخیم در زندان نگهداشتند. سایت های دوم خردادی اینجا فقط برای گنجی و اعتصاب غذایش از جان مایه می گذاشتند ، نوری زاده مردم را دعوت می کرد هر کس با دسته گلی در بیمارستان به دیدار اکبر بشتابند -خانم شیرین عبادی از در مخفی بیمارستان خودش را به بستر گنجی می رسانید- اما این خانم اصلا نام محمدی ها را بیاد داشت؟ اصلا بیادش مانده بودعلاوه بر زندانیان گواتمالا در جمهوری اسلامی هم زندانیان زیر شکنجه جان می بازند ویا رژیم آنان را می کشد ومرگ آنان را به اتفاقی پزشگی پیوند می دهد ( سعیدی سیرجانی، زیبا کاظمی. اکبر محمدی. و…)
همان زمان که گنجی در اعتصاب غذا بود ،همین موقعیت را محمدی هم داشت. اما نه آقای سروش نگران وضعیتش بود نه مسعود بهنود از قلم مخملینش برای دفاع از وی مایه گذاشت، وقتی بدروغ و از مجرایی مبهم شایع شد که اکبرگنجی در اثر اعتصاب در گذشته است. مسعود بهنود چه بی تاب بود. نه شب خواب به چشمش می آمد و نه در روز دست و دلش به کار می رفت، آنچه نیرو داشت به قلم مخملینش منتقل کرد و چه اکبر ، اکبری سر می داد- آیا در آن شرایط آقای بهنود کلامی در وصف اکبر محمدی به زبان آورده بود*؟ وقتی گنجی در مرخصی بود- جمع شارلاتان های دوم خردادی گردش حلقه زده بودند، شمس الواعظین، جلایی پور، عیسی سحرخیز، مشاوران خاتمی- فاطمه حقیقت جو ، معماران سازمان مخوف واواک (سعید حجاریان و… ) و سپاه پاسداران (محسن سازگارا و…) اصلا چه کسی به خانه حقیر محمدی ها سر میزد- چه کسی با پدر ومادر او که فقط ضجه می زدند و ناله می کردند، همراهی کرد؟ ؛ آقای گنجی در زندان پزشگ مخصوص از بیرون زندان داشت ( دکتر معین کاندید مردود شده ریاست جمهوری) پزشک خصوصی محمدی چه نام داشت؟
به هنگام اعتصاب گنجی میکروفون رادیوها در اختیار همسر آقای گنجی بود و ایشان دایم توی رادیو های بی، بی، سی و بخش فارسی رادیو آلمان، رادیو فردا، هر حرکت وتکان آقای گنجی را منعکس می کردند و سایت های اخبار روز و ایران امروز، روز، پیک نت ، شهروند. بازگوی سخنان خانم گنجی بودند. آیا پدر ومادر در مانده محمدی ها به این سایت ها و به این رادیو ها راه داشتد؟
چه کسی به صدای مادر وپدر محمدی توجهی داشت؟ عکس های گنجی، در حالت های متفاوت هر روز روی سایت های فوق بود- یک گرم تغییر وزنش را فوری خانم گنجی گزارش می داد تا افکار عمومی در جریان وضعیت آقای گنجی قرار گیرند، اما عکسی از اکبرمحمدی که موقعیت او را به هنگام اعتصاب غذا مشخص کند روی هیچ سایتی دیده شد؟ 2روز قبل از قتل محمدی به هنگام بازدید شبه نمایندگان مجلس ارتجاع از زندان - دهان محمدی را با چسب مسدود کردند و دست ها و پاهای اورا به تخت زندان بستند. چرا کسی عکسی از این وضعیت محمدی منتشر نکرد؟ چرا در مورد اکبر محمدی نگهبانان به هوش بودند تا مبادا عکس و یا سندی از زندان خارج شود اما در مورد اکبر گنجی از هوش می رفتند تا عکس ها و مقالات فیلسوفانه آقای کانت مسلمان در سراسر جهان پخش شود- چرا یک زندانی می تواند لحظه به لحظه خبرهایش را از درون زندان منعکس کند اما زندانی دیگر را اول می کشند و بعد خبری مربوط به او را که سازمانهای امنیتی تنظیم کرده اند در مطبوعات دست نشانده شان چاپ می کنند؟
چرا پرزیدنت بوش مهربان فقط آزادی اکبر گنجی را خواستار شد؟ چرا اتحادیه اروپا و خبرنگاران بدون مرز، سازمان های حقوق بشر هیچ کوششی برای نجات این زندانی مظلوم انجام ندادند؟ چرا هیچ موسسه ای جایزه ای برای مقاومت او در برابر جلادان خون آشام رژیم اسلامی اهدا نکرد؟ آقای لاهیچی و کمیته حقوق بشرش به غیر از شرکت در برنامه بدرقه خانم عبادی ؛ و پروژه اکبر گنجی چه اقدامی برای محمدی ها انجام داد؟
چرا آقای چامسکی از محمدی دفاع نکرد؟ اصلا این آقای فیلسوف ضد بوش جز اکبر گنجی زندانی دیگری را در سیاه چالهای جمهوری اسلامی می شناسد؟ چرا قلب حساس بزرگ بانوی شعر معاصر برای اکبر محمدی ضربانش تغییر نکرد و حسی در وصف حال اکبر محمدی به خانم بهبهانی الهام نشد؟ آیا دکتر براهنی ها، میلانی ها که برای گنجی این چنین مرثیه سر می دادند، هرگز کلمه ای در مورد محمدی ها گفتند و نوشتند؟
آقای گنجی، و دیگر همراهانش، در برنامه اعتصاب عذای ناکامی که برگذار کردند این توهم را میخواستند به پراکنند که اگر رژیم زیر فشار بین المللی قرار گیرد مجبور می شود زندانی های سیاسی را آزاد کنند. آقای گنجی از ما بهتر می دانست که چنین امری محال است چرا که رژیم با حراج ثروت ملی ایران وجدان ها را خریده است و برای این نوع اقدامات نمایشی تره هم خورد نمی کند - تنها با اراده مردم رنج کشیده ایران و با مقابله جدی روی در رویی و قیام عمومی می توان این بساط ظلم را برچید.
حالا آزادی زندانی های سیاسی پیشکششان فقط به بخشی از رفتار های ضد انسانی رژیم در همین مدت کوتاه که اجازه خروج به اکبر گنجی را واواک حکومت صادر کرده است توجه کنید: (من فهرست وار نقلشان می کنم )
محکومیت 8 ماه تعزیز تقی رحمانی و هدی صابر/محکوم کردن 10 نفر یه حکم اعدام به بهانه های وا هی وبرای زهر چشم گرفتن از مردم معترض خوزستان/ 5 سال تبعید دبیر انجمن صنفی کردستان /صدور چندحکم سنگسار/محاکمه دو دانشحوی دانشگاه یزد/ احضار وبازجویی خسرو سیف / دستگیری 11 نفر ار کارگران اخراج شده شرکت واحد/ دستگیری مجدد احمد باطبی/ قتل اکبرمحمدی در زندان اوین/
سرانجانم پدر ومادر محمدی را در فرودگاه از مردمی که با استقبال آمده بودند دور کردند. پیکره محمد ی را هم به همان شیوه ای که در باره زهرا کاظمی رفتار کرده بودند با عجله وبی توجه به خواست خانواده اش به خاک سپردند. این بود نتیجه حضور آقای گنجی در اروپا و آمریکای قبلا جهانخوار- ملاقات با شخصیت های جهانی، برگذاری اعتصاب غذای جهانی! حالا ببینیم شخصیت جهانی ای مثل گنجی که رژیم از او و موقعیتش می ترسد!! جدا از اقدامات نمایشی در مورد پرونده اکبر محمدی چه خواهد کرد؟
هر چند آقای گنجی خود خالق طرح بخشش عوامل سرکوب هستند و آنها که در اعدام مردم خوزستان سهم دارند- آنها که حکم سنگسارها را صادر می کنند، بازجویانی که در قتل اکبر محمدی دخالت داشتد- آنها که همچنان گردن میزنند، در زندان ها به زنان زندانی تجاوز می کنند- دختران جوان را به شیوخ می فروشند. هیچ نگران نباشند، همچنان به جنایت هایشان ادامه دهند وقتی خسته شدند خودشان را به کمیته حقیقت یاب آقای گنجی معرفی کنند؛ از اسلام بنیادگرا ببرند به اسلام راستین وصل شوند ورقه بخشودگیشان را از دست مبارک اکبر رهبر دریافت کنند. برای ماست مالی پرونده محمدی هم جای نگرانی نیست، پرونده را به خانم شیرین عبادی بسپارید او خودش بلد است تا با انتقاد آبکی از برخی از قوانین ج. اسلامی و آرزوی تغییر گام به گام آن تا 20 سال آینده - این پرونده را هم در کنار پرونده زهرا کاظمی بایگانی کند.
بصیر نصیبی اول اگوست 2006. زاربروکن / آلمان
www.cinemayeazad.blogspot.com cinema-ye-azad@t-online.de
* بلافاصله بعداز پخش خبر قتل محمدی -مسعود بهنود در مقاله ای فرصت طلبانه ، قلم فرسایی کرد ( دیگر نان به نرخ روز خور ها هم خواهندآمد) او که همیشه به اعتدال پایبند بود یک باره ودر یک چرخش حیرت آور مدافع رادیکالیسم شد.اما البته با این تفسیر که اینگونه رفتار به جوانی و خام اندیشی مرتبط است و با افزایش سن عقل هم تکامل پیدا می کند. مثال او مربوط است به عاقبت یوشکا فیشر ،وزیر امور خارجه سابق آلمان که از چریکی دست برداشت به دولت شرودر پیوست. در جنگ وتجاوز به بالکان با دولت شرودر همراهی کرد، فیشر که قبلا در مجلس آلمان، معترض رژیم جمهوری اسلامی ویکی نمایندگانی بود که علیه ج. اسلامی وجنایت می کونوس نطق های اثر گذار می کرد به بهترین دوست آخوندها تبدیل شدودر دوام رژیم سهم عمده ای بعهده گرفت؛ هم اکنون هم برای زد وبند با رژیم ودر مورد پرونده اتمی به دستبوس احمدی نژاد رفته است. بله آقای بهنود آرزوی چنین عاقبتی را برای رادیکال ها دارد. البته بهنود یادش رفت بگوید که این رفتار فیشر چگونه حزب معتبر سبزها را بی اعتبار کرد و چگونه در جلسه عمومی حزب، یکی اعضاء با ماده رنگی ضربه سختی به گوش آقای وزیر کوبید وعضو دیگر به شیوه ای دیگر که در دنیا هم متداول است کاملا عریان شد و صدای اعتراضش را اعلام کرد

0 Comments:

Post a Comment